یک چند ز کودکی به استاد شدیم
یک چند ز استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسد"
از خاک برایم و در خاک شویم
"سهرابی ة "
یک چند ز کودکی به استاد شدیم
یک چند ز استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسد"
از خاک برایم و در خاک شویم
"سهرابی ة "
آهو مي داند كه بايد از شير سريعتر بدود، در غير اينصورت طعمه شير خواهد شد. مهم اين نيست كه تو شير باشي يا آهو ...، مهم اينست كه با طلوع آفتاب از خواب برخيزي و براي زندگيت، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دويدن كني...
از میان آنانکه به طلب باران می روند تنها آنان که با خود چتری می برند به کار خدا ایمان دارند.
آنتوان چوخوف
No One Can Procure an Honor and Dignity without Toiling and Moiling
دامش نديدم ناگه در وي گرفتار آمدم"
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر آن ضلمت شب آب حياتم دادند
چه مبارك سحري و چه فرخنده شبي
آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند
من اگر كامروا گشتم و خوشدل
چه عجب مستحق بودم و اينها زكاتم دادند
امشب كتاب جالبي را از مجموعه كتب مكشفات و عجايبات مي خواندم و اين پارچه شعر برايم جالب بود براي شما هم نوشتم تا از آن فيض ببريد.
بدرود"عزتي"
مجيد سيف اللهيان* پرويز صالحي**
مقدمه :
بهره برداري از جنگل به روش سنتي و نيز تبديل آن به اراضي مزروعي, همراه با رشد جمعيت و با هدف تأمين نيازهاي چوبي و تغذيه اي از گذشتة دور و ابتدا توسط روميهاي قديم شروع شد . مبدأ و منشأ تفكر علمي تهيه و اجراي طرحهاي جنگلداري در قالب سري و با روش كلاسيك, اروپاي مركزي بود كه هدف عمدة اين طرحها در «برداشت چوب» متمركز مي شد .
بتدريج روشهاي علمي تر ارائه و به كشورهاي ديگر تسري يافت, بطوريكه اولين طرح جنگلداري در آمريكا از صد سال قبل (1905 ميلادي) و اولين طرح جنگلداري در ايران براساس قانون جنگلها و مراتع مصوب 1338 (هـ ش) از 45 سال پيش و با كمك فرانسويها تهيه و به اجرا در آمد .
طرحهاي جنگلداري در گذشته بر مبناي اصول «برداشت مستمر» و «بهره برداري اقتصادي» استوار بود بهمين جهت براي اقتصادي نمودن طرح و سهولت در مديريت, گرايش به همسال كردن جنگل و تك كشتي در احياء جنگلهاي مخروبه با استفاده از گونه هاي سريع الرشد بومي و غيربومي و با هدف افزايش توليد متداول گرديد .
در نتيجه اجراي روشهاي كلاسيك جنگلداري طي قرون گذشته, ناهنجاريهاي زيست محيطي و پديده هاي مخرب جنگل چون بارانهاي اسيدي و … بروز نمود كه دانشمندان علوم جنگل در اروپا براي كاهش اثرات تخريبي جنگل با تغيير نگرشي اصول جنگلداري مدرن را براي مديريت پايدار جنگل ارائه نمودند كه معروفترين آن «جنگلداري نزديك به طبيعت» و «جنگلداري با تاج پوشش دائمي» مي باشد . اين رويكردها در مقالة حاضر مورد بررسي قرار مي گيرند .
1- جنگلداري نزديك به طبيعت (Close to nature forestry)
اعمال مديريت جنگلداري سنتي و كلاسيك با قدمت بالغ بر پنج قرن در اروپا شروع شده است . براثر بهره برداري متمركز از جنگل طي چندين دوره به روش قطع يكسره متوالي موجبات فقر مواد آلي و معدني خاك, لغزش و رانش زمين, تغيير مناظر زيبا و زيستگاهاي حيات وحش را فراهم وپديده هاي زيانبار زيست محيطي چون : بارانهاي اسيدي, تخريب لاية ازون, اثر گلخانه اي در زمين, افزايش درصد دي اكسيدكربن و … را در پي داشته است .
بمنظور كاهش اثرات تخريبي ناشي از اجراي جنگلداري كلاسيك و رويكرد تحول و تكامل جنگلداري مدرن و نيز به منظور پاسخگوئي به اعتراضات تشكلهاي غيردولتي طرفداران محيط زيست, جنگلبانان بدنبال راه حلهاي اصولي برآمدند كه در اين راستا «جنگلداري نزديك به طبيعت» به همين منظور پيشنهاد شده است .
«گروه كار براي جنگلداري نزديك به طبيعت» از حدود 50 سال قبل در كشور آلمان شكل گرفت و بعداً در سپتامبر 1989 «اتحادية اروپايي جنگلبانان طرفدار جنگلداري نزديك به طبيعت- Prosilva) تشكيل شده كه برخي از اعتقادات و الزامات مهم اتحاديه براي برنامه ريزي در جنگلداري مدرن در ادامه اين نوشتار مي آيد .
اصل اول : شناخت ظرفيتهاي اكوسيستم هاي جنگلي :
اساس و پاية توليد در جنگل خاك آن است لذا بايد نسبت به حفظ و حاصلخيزي خاك و در صورت نياز در تقويت آن اقدام نمود. به همين جهت در جنگلداري بايد از تخريب خاك بصورت هاي لغزش و رانش, فرسايش, آبشويي عناصر و كوبيدگي خاك جلوگيري نمود . بايد از قطع يكسره وسيع, استفاده از ماشين آلات سنگين بهره برداري و حمل و نقل بويژه در زمين هاي حساس به رانش خودداري نمود . حجم سرپا را به حد مطلوب رسانده تنوع زيستي را تقويت نمود .
استقرار تجديد حيات در حد نياز مورد توجه قرار گيرد بطوريكه از نظر اكولوژيكي روند تعادل انرژي به حداكثر برسد . خوشبختانه جنگلهاي خزري شمال كشور, بدليل عدم قطع يكسره در سطوح گسترده (فقط در جنگلهاي مخروبه و با هدف تسريع در احياء) و بر هم زدن اكوسيستم هاي آن, از ظرفيت هاي بسيار بالايي برخوردار مي باشد ولي حاصلخيزي خاك جنگلهاي زاگرس در غرب كشور بدليل حاد بودن مسائل اجتماعي اقتصادي و دامداري سنتي و فرسايش شديد خاك با آسيب هاي جدي مواجه شده است.
اصل دوم : متناسب بودن گونه ها و ساختار توده ها با رويشگاه
هر رويشگاه ظرفيت خاصي براي تنوع گونه اي و كميت و كيفيت آن جنگل دارد, بطوريكه در رويشگاهي گونه راش از رشد بالايي برخوردار است ولي رويشگاه ديگر ممكن است براي بلوط و يا توسكا بيشتر مناسب باشد . لذا در اين نوع مديريت جنگل, بايد به نكات فوق توجه نمود . ضمناً چون مبدأ بذر در امر جنگلكاري داراي اهميت فراواني مي باشد, توصيه
مي گردد در جمع آوري بذور مختلف از پايه هاي محلي استفاده شود . هر چند ممكن است
گونه هاي غيربومي و غيرمحلي گاهي بسته به اهميت خاص و رعايت اصل پيش گيرانه در جنگلكاري بكار گرفته شوند . بعنوان مثال برخي از گونه هاي سوزني برگ (كاج تدا در جنگلهاي جلگه اي گيلان) و نيز كاج سياه و كاج جنگلي و نوئل (Picea exelsa) در رويشگاههاي مطلوب ارتفاعات بالا با اهداف بالا بردن حجم سرپا, استقرار توده هاي پيشاهنگ در رويشگاههاي تخريب يافته, افزايش تنوع گونه اي و … وارد شده اند .
اصل سوم : پايداري
تمام اكوسيستم هاي طبيعي داراي خصوصياتي از قبيل خودترميمي (Resiliance) تنوع زيستي و پيچيدگي (Complexity) مي باشند كه براي مديريت و دخالت در جنگل بايد به اين موارد توجه نمود و آنها را به حداكثر رساند تا پايدراي اكوسيستم تضمين گردد .
براي دست يابي پايداري مطلوب در جنگلهاي تك گزيدة هيركاني, رعايت اصول جنگلشناسي در نشانه گذاري به شيوة تك گزيني كه اهداف چند گانه و چند منظوره را در بر دارد از اهميت فراواني برخوردار است بطوريكه اين امر موجبات تقويت تنوع گونه اي, تنوع ساختاري و تنوع زيستي را فراهم خواهد نمود .
اصل چهارم : داشت و برداشت پايه اي از جنگل
اين اصل در حقيقت هستة مركزي جنگلداري نزديك به طبيعت است. بطوريكه برداشت و يا باقي گذاشتن هر درختي بسته به وضعيت و موقعيت آن در بين مجموعة درختان اطراف آن مورد توجه قرار مي گيرد . يعني ممكن است درختي به منظور توليد چوب در آينده يا بعنوان پرستار, توليد بذر, ارزشهاي ژنتيكي, موقعيت فيزيكي, بخاطر زيبايي يا ايجاد زيستگاه براي تقويت تنوع زيستي نگهداري شود . طبق اين اصل در برش تك گزيني پايه اي, همزمان اهدافي چون رشد جنگل, بهره برداري, استقرار تجديد حيات و اصلاح ساختار توده هاي جنگلي بويژه ساختار عمودي در چندآشكوبه كردن توده ها, تعقيب مي گردد . در اين راستا تأكيد مي گردد كه تعداد كمي درخت ولي از درختان بزرگ و با ارزش برداشت شوند . اين روش باعث استمرار روند هرس طبيعي و ايجاد توده هاي ناهمسال و ميكروكليماي ثابت ميشود كه نتيجتاً توليدات و خدمات جنگل و اشتغال استمرار مي يابد .
اصل پنجم : دائمي بودن مسيرهاي خروج چوب
طبق اين اصل مسيرهاي چوبكشي بايد ثابت و دائمي باشد . اين امر باعث كاهش خسارات وارده به درختان سرپا و تمركز تخريب در حداقل سطح مي گردد . رعايت اين اصل در نشانه گذاري براي انتخاب درخت و جهت انداختن آن كمك مي كند, بطوريكه موجب سرعت عمل در امر خروج فراورده هاي جنگلي و كاهش خسارت به خاك جنگل و درخت مقطوعه
مي گردد .
فاصله مسيرهاي چوبكشي از يكديگر به عوامل خاص آن جنگل چون : آميختگي, سن و ارتفاع درختان, تراكم توده, عوارض طبيعي, فاصله جاده ها از هم و كيفيت توليدات و نيز ماشين آلات بهره برداري بستگي دارد, كه عملاً ممكن است اين فاصله در كشورهاي اروپايي بين 20 تا 100 متر و در ايران بين 50 تا 150 متر متغير باشد . عرض مسير بستگي به عرض
ماشين آلات كشنده و سيستم بهره برداري دارد كه بايد در حداقل مورد نياز احداث شود .
2- جنگلداري با تاج پوشش دائمي (Continuous cover forestry)
مبدأ و منشأ جنگلداري با تاج پوشش دائمي كشور انگلستان است, كه قطع يكسره وسيع با سطوح 10-5 هكتار در 90% از جنگلهاي تحت مديريت طرحهاي جنگلداري آن اجرا شده است . ولي در روش جنگلدراي با تاج پوشش دائمي, چنانچه سطح برش از 25/0 هكتار تجاوز نمايد, نوع برش آن قطع يكسره محسوب مي گردد و جنگل احداثي در اين سطوح همسال خواهد بود . از وقتيكه بحث درخصوص مزاياي جنگلهاي ناهمسال (از اواسط قرن 19) در اروپا رونق يافت, همزمان مسئله جنگلداري با تاج پوشش دائمي در انگلستان مطرح شد . طبق اين روش جنگلداري, همة روشهاي جنگلشناسي بايد تاج پوشش جنگل را حفظ و از قطع يكسره پرهيز نمايند . در اين رابطه نظرية مذكور (Helliwell-1997) بين سالهاي 1950 تا اوايل سال 1960 مورد آزمايش جدي قرار گرفت . اين روش جنگلداري براي مديريت چند منظوره جنگل و در جاهايي كه نقش هاي زيست محيطي, تفرجي, حفظ منظر و ساير اهداف و خدمات جنگل به اندازه توليد چوب مهم هستند, بكار گرفته ميشود . قابل ذكر است كه اين رويكرد در سالهاي اخير در ساير كشورهاي اروپايي هم طرفداراني پيدا كرده است .
1-4- اصول جنگلداري با تاج پوشش دائمي
اصل اول : مديريت اكوسيستم هاي جنگل نه مديريت فقط درختان
در اين روش, توده هاي جنگلي بعنوان چارچوبي براي اكوسيستم هاي جنگلي محسوب مي شوند ؛ كه درختان بطور دوره اي از آن توده ها برداشت ميشوند و چشم انداز و زيستگاه حيات وحش نيز به همان اندازه از اهميت برخوردار مي باشد . در اين روش جنگلداري بايد به اثرات بهره برداري بر توده هاي جنگلي (اكوسيستم هاي جنگلي) توجه خاص نمود و ميزان برداشت هم بايد به اندازه اي تنظيم گردد كه به توده هاي جنگلي آسيب نرساند . قابل ذكر است كه اين اصل براي كلية جنگلهايي كه با هدف چند منظوره مديريت مي شوند صدق مي نمايد . بنابراين براي چند آشكوبه كردن جنگلكاريها هم مي توان از اين اصل استفاده نمود .
براي بكارگيري يك رويكرد متضمن پايداري بايد از عوامل رويشگاه, نياز گونه ها و اهداف جنگلداري ارزيابي هاي لازم معمول گردد . در نتيجه براي اعمال اين نوع مديريت در جنگلهاي شمال كشور كه با سياست هاي اتخاذ شده همخواني دارد, مطالعه و شناخت دقيق عوامل اقليمي, ادافيكي, نياز گونه ها و توده هاي جنگل و نيز اهداف طرح از اهميت خاص برخوردار است .
اصل دوم : استفاده از فرآيندهاي طبيعي بعنوان اساس مديريت توده هاي جنگلي
در اين روش جنگلداري, تصور بر اين است كه استفاده از فرايندهاي طبيعي, همانند تجديد حيات طبيعي در مديريت توده هاي جنگلي, پايدار تر از تجديد حيات مصنوعي (نهالكاري) و توده هاي همگن و خالص است, هر چند شواهد زيادي براي اين تفكر وجود ندارد . تجديد حيات طبيعي وسيله اي براي افزايش تنوع زيستي و تضمين استقرار مناسب گونه در رويشگاه است . قابل ذكر است كه طبق بررسي ها, مشاهدات و تجربيات نگارندگان, توده هاي جنگلي با منشأ تجديد حيات طبيعي در جنگلهاي شمال كشور, از تنوع گونه اي و پايداري بيشتري نسبت به توده هاي جنگلي دست كاشت برخوردارند .
اصل سوم : اقدام با توجه به محدوديت هاي رويشگاه
در صورتيكه تركيب گونه هاي جنگلي متناسب با شرايط رويشگاه باشد, فرايندهاي طبيعي هم مطلوب خواهد بود . به همين جهت از كشت گونه هاي پرنياز در رويشگاه فقير بايد پرهيز نمود . تفاوتهاي رويشگاهي موجود در هر جنگل بعنوان منشأ تنوع و ناهمگني است . در نتيجه بايد از همگن كردن جنگل يا تك كشتي خودداري نمود . در اين راستا شناخت دقيق نيازهاي اكولوژيكي گونه هاي درختي بمنظور توسعه جنگل و سازگاري گونه ها با رويشگاه, شديداً ضرورت دارد .
اصل چهارم : ايجاد ساختار متنوع در توده هاي آميخته
اصولاً جنگلكاريهايي كه از توده هاي خالص و همسال تشكيل ميشوند داراي ساختار منظم يك آشكوبه, رستني هاي كم كف جنگل, تعداد كمي درختان خشك و تنوع درختي محدود مي باشند . هر چند توده هاي مسن عمدتاً از تنوع ساختاري بيشتري برخوردارند . بطوريكه در ميان آنها انواع رويشگاههاي خرد (Microsites) كه آشيان هاي اكولوژيك براي گونه هاي مختلف بوجود آوردند, ديده مي شود .
از طرفي در اين توده ها, شرايط براي زادآوري طبيعي بيشتر فراهم است . هر چه توده هاي طبيعي مسن تر ميشوند, نقش هاي تفرجگاهي, بهره مندي از فوايد حيات وحش و ارزشهاي غير بازاري در اين جنگلها بيشتر مي شود .
بحث و نتيجه گيري :
نظر به بهره برداري با روش قطع يكسره وسيع طي چندين دوره در قرون گذشته در كشورهاي غربي (اروپاي مركزي- كشورهاي اسكانديناوي- كانادا و …) و بازكاشت گونه هاي سريع الرشد موجب فقر مواد معدني و آلي خاك, بروز پديده هاي مخرب مثل باران هاي اسيدي، كاهش تنوع زيستي, پيدايش آفات و بيماريها و … شد . لذا در مقابله با روشهاي جنگلداري گذشته و بمنظور استفاده پايدار و دائمي از توليدات و خدمات جنگل, حفظ تنوع زيستي و آب و خاك, حفظ منظر و توسعه گردشگري در طبيعت (اكوتوريسم) و غيره اعمال روشهاي جنگلداري فوق الذكر توسط دانشمندان علوم جنگل و محيط زيست پيشنهاد و حمايت مي گردد . با توجه به ساختار جنگلهاي طبيعي شمال كشور و پيشينة كم بهره برداري صنعتي از آن و سطوح كم جنگكاريها, اجراي روشهاي جنگلداري فوق در آن از جايگاه ويژه اي برخوردار است, بخصوص اينكه براي استفاده چند منظوره از اين جنگلها استعدادهاي فراواني نهفته است .
یک چند ز کودکی به استاد شدیم
یک چند ز استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسد"
از خاک برایم و در خاک شویم
"سهرابی ة "
v آزمايش پيشاهنگ گونه هاي درختي در شرايط ديم سنندج
بهدنبال آزمايش سازگاري گونههاي مختلف درختي در طرح سازگاري گونههاي درختي سنندج كه 9 گونه بادام، داغداغان، سروسيمين، زبان گنجشك، كاج الدار، بلوط ايراني، اقاقيا، كاج سياه تركيه و كاج جلب مورد آزمايش و بررسي قرار گرفتند چهار گونه زبان گنجشك، اقاقيا، سروسيمين و كاج سياه تركيه كه از سازگاري و موفقيت بيشتري برخوردار بودهاند بهمنظور بررسيهاي بيشتر در طرحي تحت عنوان « پيشاهنگ گونه هاي درختي در شرايط ديم سنندج» نتايج بيست ساله نشان ميدهد كه گونه سروسيمين بيشترين رشد ارتفاعي وفرم مناسب وشادابي بيشتري نسبت به ساير گونه هاي موردمطالعه شامل كاج سياه تركيه، اقاقيا و زبان گنجشك داشته است. لذا جنگلكاري با اين گونه درعرصه هاي غير جنگلي استان كه شرايط اكولوژيكي مشابه سنندج داشته باشند توصيه مي گردد.
v بررسي روشهاي احياء جنگلهاي بلوط غرب كشور(قطعات باحصار وبي حصار)
طرح بررسي و روش احياء جنگلهاي غرب در قطعات باحصار و بيحصار براساس سازگاري گونهها و در نهايت معرفي گونه مناسب براي احياء جنگلهاي مخروبه پايه ريزي گرديده است. نتايج بيست ساله انجام طرح در ايستگاه گاران نشان مي دهد كه گونه هاي سرو نقره اي، زبان گنجشك وكاج الدار درقطعه بدون حصار و گونه هاي سرو نقره اي و زبان گنجشك در قطعه با حصار ازموفقيت و زنده ماني بيشتري نسبت به ساير گونه ها برخوردار بوده اند. ضمنا در دو آزمايش كاج الدار ازميانگين ارتفاع بالاتري نسبت به سايرگونه هاي مورد آزمايش برخورداراست همچنين نتايج نشان مي دهد كه رشد ارتفاعي و موفقيت گونه ها در چندين مورد در قطعه با حصار بالاتراز قطعه بدون حصار بوده است .
v بررسي عمق كاشت بذر گونه هاي مختلف بلوط كردستان
طرح بررسي عمق كاشت بذور گونههاي مختلف بلوط با هدف بررسي عمق كاشت، نوع خاك مناسب براي پوشش بذر گونههاي بلوط برودار و مازودار در شش سطح (عمق صفر، 5/2، 5، 5/7، 10 و 5/12 سانتيمتر) و با سه نوع خاك به منظور پوشش بذر (خاك معمولي جنگل، خاك مخلوط با 20% كود حيواني پوسيده و خاك مخلوط با 50% كود حيواني ) به مدت 2 سال اجرا گرديد. نتايج نهايي طرح نشان مي دهد كه عمق مناسب براي كاشت بذر دو گونه بلوط برودار و مازو دار عمق 5 سانتيمتر مي باشد و خاكهاي مختلف براي پوشش بذر اثر معني داري روي سبز شدن بذورنداشته است .
v بررسي ميزان استقرار گونه هاي مختلف بلوط در روش بذركاري ونهالكاري
نتايج حاصل نشان مي دهد كه در سالهاي مختلف آزمايش روش بذركاري و نهالكاري اختلاف معني داري مشاهده نمي شود وعليرغم اين موضوع در مجموع ميانگين داده هاي حاصل از استقرار روش بذركاري بيشتر از نهالكاري بوده و اين موضوع در بلوط برو دار نسبت به بلوط مازودار چشم گيرتراست در كل با توجه به مجموع نتايج احياء جنگلهاي منطقه به روش بذركاري با گونه برودار بيشتر قابل توصيه است.
v آزمايش جنگلكاري با ارقام مختلف درختان چند منظوره
پس از تجزيه و تحليل داده هاي آخرين آماربرداري انجام گرفته و مقايسه ميانگين داده ها در گونه گردو ارقام شماره 19،17،1،2و 18 كه بترتيب از شهرستانهاي بانه -سقز-پاوه -پاوه و بانه جمع آوري شده بودند و در گونه بادام ارقام شماره 5،7 و 2 كه بترتيب از شهرستانهاي سنندج -مريوان وسنندج جمع آوري شده بودند بعنوان ارقام برتر جهت كاشت در محيطهاي اصلي در فاز دوم طرح معرفي شدند.
v آزمايش سازگاري ارقام مختلف صنوبر جهت معرفي مناسبترين آنها به بخش اجرا
اين آزمايش با تعداد 24 كلن مختلف گزينش شده (10 كلن تاج باز و 14 كلن تاج بسته) انجام گرفته است. ميانگين صفات قطر تنه، ارتفاع و رويش حجمي تراكمي كلنها در پايان آزمايش بهترتيب 71/14 سانتيمتر، 88/9 متر، 093/0 مترمكعب در هر پايه (براي كلنهاي تاج باز) و 7/11 سانتيمتر، 71/7 متر، و 0473/0 مترمكعب در هر پايه (براي كلنهاي تاج بسته) بود. سه رقم تاج باز Populus deltoids 63/2 ، Populus euramerican 561/41،Populus deltoids 63/1 به عنوان كلن هاي برتر معرفي شده اند.
سايتهاي الگويي طرح تسريع انتقال يافتههاي تحقيقاتي
سايت الگويي گماره لنگ و آرمرده
روستاي گماره لنگ با مساحتي معادل 83/2114 هكتار در محدوده حوزه چناره و باغان و در حوزه استحفاظي شهرستان مريوان قرار گرفته است بيش از 88 درصد اين سايت پوشيده از جنگل با انبوهي متفاوت مي باشد.
روستاي آرمرده با مساحت حدود 83/1522 هكتار در محدوده حوزه آبخيز آرمرده و در حوزه استحفاظي شهرستان بانه قرار گرفته است و بيش از 72 درصد اين سايت پوشيده از جنگل با انبوهي متفاوت است.
دلايل انتخاب اين مناطق براي سايت الگويي عبارت است از:
- انبوهي و سطح مناسب جنگل در سايت
- مسايل اجتماعي- اقتصادي كمتربه نسبت به ساير مناطق
- امكان ايجاد تشكلهاي تعاوني و انتخاب مجري مناسب جهت اجراي سايت
2- موقعيت جغرافيايي سايت
روستاي گماره لنگ در حوزه آبخيز چناره در استان كردستان در شهرستان مريوان در طول 46 درجه 16 دقيقه تا 46 درجه 19 دقيقه و عرض 35 درجه و 32 دقيقه تا 25 درجه و 36 دقيقه واقع در شده و ارتفاع از سطح دريا در اين سايت حداقل 1300 متر و حداكثر 1900 متر است اين سايت از شمال به روستاي دوسيه از جنوب كوليت و بلكر و از غرب به مرز از شرق به ويله و ماسيدر منتهي مي شود.
روستاي آرمرده در حوزه شهرستان بانه در طول جغرافيايي 45ْ 45َ تا 45ْ 50َ شرق و عرض 35ْ 55َ دقيقه تا 36ْ 00َ شمالي واقع كه ارتفاع از سطح دريا در اين سايت حد اقل 1250 تا حداكثر 1818 متر مي باشد. شمالاً محدود به آبريزه دزه پير، جنگل و مرتع شيوكون شرقاً: آبريزه كال دره و آبريزه ژاژك جنوباً: آبريزه نسيه گوره، جنگل و مرتع داووده و غرباً جنگل و مرتع تركاش و جنگل و مرتع سرانجير
3- اهداف
اهدافي كه اين طرح بر پايه آنها و تهيه برنامه هاي اجرايي آن تدوين گرديده است به شرح ذيل مي باشد.
ايجاد حفظ پايداري در اكوسيستم جنگلي
افزايش انبوهي تاج پوشش جنگل با توجه به توان اكولوژيكي
سوق دادن جنگل به سوي كليماكس با رعايت مراحل توالي وتواتر (استفاده از گونه هاي پيشاهنگ و پرستاري)
احياي جنگلها با گونه هاي بومي با اولويت غني سازي جنگل
كاهش زمينه هاي فرسايش خاك سطحي
استفاده بهينه از استعداد هاي موجود در منطقه
اصلاح و تبديل تودههاي جنگلي با فرم شاخه زاد به شبه دانه زاد و دانه زاد
بهبود درآمد مجريان و ساكنين عرصه و زمينه سازي كاهش وابستگي آنان به جنگل
جلوگيري از تبديل كاربري جنگل و تجاوز به عرصه هاي منابع طبيعي
4- شيوه اجراي طرح
با توجه به اينكه برنامه هاي اجرايي در عرصه هايي كه سالهاي متمادي توسط ساكنين (روستائيان و دامداران) بصورت عرفي مورد بهره برداري قرار گرفته است. لذا اداره دولتي با عقد قرار داد محضري به ترتيب اولويت به انتخاب مجري به شرح ذيل اقدام نمايد.
صاحبان عرف
تعاون جنگل نشين
شوراي اسلامي روستا
ساير مجريان
5- مدت و دوره اجرا
در طرحهاي جنگلداري چند منظوره مدت زمان دستيابي به اهداف مورد نظر 30 سال تعيين شده است و برنامه هاي اجرايي در طرح در سه دوره 10 ساله اجرا خواهد شد.
6- تقسيم بندي محدوده سايت ها
محدوده كلي سايت گمارهلنگ بر روي نقشه توپوگرافي با مقياس 1:50000 معادل 8/2114 هكتار كه 2/1871 هكتار را جنگل و 210 هكتار را زراعت تشكيل مي دهد.
محدوده كلي سايت آرمرده بر روي نقشه توپوگرافي با مقياس 1:50000 معادل 83/1522 هكتار كه 1099 هكتار را جنگل و 83/423 هكتار را مستثنيات روستا را تشكيل مي دهد.
7- رويشگاه و پوشش گياهي جنگل
1-7 بررسي جغرافيايي گياهي سايتهاي گماره لنگ و آرمرده
در مجموع 7 تيپ غالب جنگلي در سايت گماره لنگ مشخص گرديد كه عبارتند از تيپ ويول، تيپ برو، تيپ مازودار و تيپ ويول- مازو تيپ مازو- ويول تيپ برو – مازو (بيشترين سطح آرمرده) و تيپ برو- ويول (كه بر اساس ميزان انبوهي تاج پوشش جنگل تفكيك شده است.)
در تيپ هاي جنگلي فوق گونه هاي درختي درختچه اي ديگر با انبوهي و تراكم كمتر مشاهده گرديد كه عبارتند از: بنه، گلابي، زالزالك، شن،كيكم، دافنه، بادام
ليست گونه هاي درختي و درختچه اي موجود در سايت گماره لنگ و آرمرده
|
رديف |
نام علمي گياه |
تيره يا خانواده |
نام فارسي |
|
1 |
Crataegus.s p |
Rosaceae |
زالزالك |
|
2 |
Pyrus.sp |
Rosaceae |
گلابي |
|
3 |
Quercus. brantii |
Fagaceae |
برودار |
|
4 |
Quercus. libani |
Fagaceae |
ويول |
|
5 |
Quercus.infectoria |
Fagaceae |
مازودار |
|
6 |
Sorbus.sp |
Rosaceae |
آلبالو وحشي |
|
7 |
Pistacia mutica |
Anacardiaceae |
بنه |
|
8 |
Ace.monspessulunum.sub. sp cinerascens |
Aceraceae |
افراكيكم |
|
9 |
Daphne mucronata |
Thymelaceae |
دافنه |
|
10 |
Frayinus rotundifolia |
Oleaceua |
زبان گنجشك |
|
11 |
Lonicera nummularius |
Caprifoliaceae |
شن |
|
12 |
Cotoneaster nummularius |
Rosaceae |
شير خشت |
|
13 |
Amygdalus lycioides |
Rosaceae |
بادام |
2-7 گونه هاي گياهي موجود در محدوده سايت گماره لنگ و آرمرده
در سايت انواع فرمهاي رويشي اعم از درخت، درختچه و بوته و گونه هاي علفي به چشم مي خورد، با توجه به اينكه سالهاي متمادي در گذشته جهت سوخت و تعليف دام از درختان اين روستا بهره برداري گرديده است فرم پرورشي جنگل عمدتاً به صورت شاخه زاد مي باشد.
3-7 جنگل شناسي توده جنگلي
الف فرم پرورش جنگل دراشكوب فوقاني
همانگونه كه در قبل ذكر گرديده انواع بهره برداري از توده هاي جنگلي سامان عرفي چناره فرم پرورشي تيپ هاي غالب جنگلي را به سمت تودههاي شاخه زاد و شاخه و دانه زاد سوق داده است. گونه هايQ.beranti. Q.Intactoria, Q. libani در تيپ هاي غالب جنگلي محدوده روستا در 90 درصد بصورت شاخه زاد بوده و پايه هاي دانه زاد موجود در تيپ هاي ذكر شده اكثراً از گونه هاي گلابي وحشي، بنه، زالزالك و ندرتاً بلوط مي باشد.
ب- خصوصيات اكولوژيكي تيپ غالب
تيپ ويول: از نظر پوشش گياهي ساختار فرم رويشي اكثراً بصورت درخت با ارتفاع 5 تا 10 متر كه اكثراً اسراراني كوهستان و ارتفاعات ديده مي شود.
تيپ برو: جهات اين تيپ جنوبي است و به صورت شاخه زاد در نزديكي مناطق تحت زراعت حضور دارد.
تيپ مازو: در ارتفاع ميان يند و در خاكهاي نيمه عميق تا خاك عميق واقع شده است.
تيپ برو- مازو: اين تيپ در شيب هاي جنوبي در ارتفاع بالاتر از تيپ برو
تيپ برو – ويول: اين تيپ در ارتفاعات بالاتر از تيپ برو قرار مي گيرد و با افزايش ارتفاع از سطح دريا تعداد گونه برو كاهش يافته و به تيپ ويول تبديل مي گردد.
تيپ ويول- مازو: اين تيپ در بالاي ساير تيپها در قسمت تحتاني تيپ ويول در خاك مناسب قرار گرفته است.
8- تاج پوشش متوسط تيپهاي غالب
|
انبوهي تاج پوشش |
مساحت هكتار |
|
1 تا 5 درصد |
36/33 |
|
6 تا 25 درصد |
08/93 |
|
26 تا 50 درصد |
31/953 |
|
51 تا 75 درصد |
98/759 |
|
بيش از 75 درصد |
90/64 |
|
جمع |
63/1904 |
9- وضعيت تجديد حيات گونه هاي تيپ هاي جنكلي به شرح جدول ذيل است
|
تعداد در هكتار | ||
|
گونه |
غير جنسي |
جنسي |
|
Acer sp |
43 |
3 |
|
Amygdalus sp |
- |
3 |
|
Cerasus micrarpe |
40 |
7 |
|
Crateayus.sp |
4 |
10 |
|
Pistacia atlautica |
- |
4 |
|
Pyrus sp |
63 |
26 |
|
Q. brantii |
274 |
1 |
|
Q. libani |
94 |
3 |
|
Lonicera.sp |
25 |
-- |
|
Q.linfectoria |
563 |
-- |
10- فرم پرورش جنگل
فرم پرورش جنگل در تيپهاي غالب جنگل در كل سايت 90 درصد پايه ها شاخه زاد و 10 درصد بصورت دانه زاد مي باشد.
11- حداقل وحد اكثر و ميانگين تعداد در هكتار
در سايت گماره لنگ حداقل تعداد در هكتار 3 اصله و حداكثر تعداد درهكتار 362 و ميانگين تعداد درهكتار 80 اصله مي باشد.
تعيين ارزش اقتصادي و زيست محيطي گونه هاي تيپ
گونه هايي نظير بنه به لحاظ برداشت صمغ سقز و گونه گلابي وحشي و بادام و بلوط به لحاظ برداشت ميوه آنها از نظر اقتصادي حائز اهميت مستند علاوه بر اينكه امكان استفاده از تانن ميوه بلوط نيز وجود دارد. اما در هر صورت تمام گونه هاي موجود در تيپ هاي جنگلي بخاطر حفظ آب و خاك و جلوگيري از فرسايش و تلطيف هوا و افزايش نفوذ آب در خاك و تقويت سفره هاي آبهاي تحت الارض حائز اهميت مي باشند.
- وضعيت آفات و امراض
با توجه به جنگل گردشي و آمار برداري انجام شده 25درصد درختان داراي بيماري بوده كه اكثراً مبتلا برگ خوار بلوط و گال بر روي تنه مشاهده شده است. سايت از نظر ابتلاي بيماري وضعيت بحراني قرار ندارد ولي قطع بي رويه سرشاخه و تنه درختان موجب ضعف بيولوژيك در درختان گرديده است. سايت از نظر ابتلاي بيماري وضعيت بحراني قرار ندارد ولي قطع بي رويه سرشاخه و تنه درختان موجب ضعف بيولوژيك در درختان گرديده است.
12- برنامه هاي اجرايي
الف- برنامه هاي جنگلداري
به منظور رسيدن به اهداف دراز مدت كه همانا ايجاد جنگل دانه زاد ناهمسال و آميخته و همچنين توسعه و افزايش تاج پوشش جنگل در مناطق كمتر از 25 درصد پوشش و بالاخره حفظ وضعيت موجود جنگل مي باشد. ضروري است برنامه هاي مختلف (كوتاه يا ميان مدت) با در نظر داشتن مسايل و مشكلات طرح به اجرا در بيايد.
ب- برنامه جنگل شناسي
يكي از ابزارهاي جنگلداري (مديريت جنگل) جنگل شناسي است روشهاي جنگل شناسي براي جنگلهاي محدوده طرح با توجه به شرايط اكولوژيكي و وضعيت و ساختار توده هاي جنگلي و اهداف درازمدت برنامه جنگلداري به شرح ذيل مي باشند.
- غني سازي جنگل
اين روش شامل فعاليتهاي بذركاري و نهالكاري با گونه هاي درختي بومي مي باشد و اين فعاليت در مناطقي از محدوده جنگلها با تاج پوشش بالاتر از 25 درصد و همچنين در سطح محدوده قرق مطلق مكاني قابل اجرا است.
نوع گونه ها مورداستفاده در اين فعاليتها بلوط، بنه، افرا و گلابي وحشي مي باشد.
- غني سازي زيراشكوب جنگل
ساختار طبيعي جنگلهاي زاگرس از نظر ارتفاعي سه اشكوبه بوده كه اشكوب فوقاني شامل درختان بلوط، بنه، زبان گنجشك و .... اشكوب مياني شامل درختچه هايي از قبيل زالزالك و كيكم، گيلاس وحشي و... و اشكوب زيرين از درختچه ها بوته هايي از قبيل بادامك، ارژن، دافنه، گون، و... مي باشد، متأسفانه در حال حاضر جنگلهاي منطقه فاقد اين مشخصه مي باشند لذا لازم است در برنامه فعاليتها نقصان فوق الذكر رفع گردد و جهت اشكوب سازي فعاليت بذر كاري با گونه هاي نوپسند درختي و درختچه اي و همچنين بوته اي اجرا گردد.
- آماده سازي عرصه
اين پروژه در مناطق جنگلي با پوشش از 25 درصد به بالا براي كمك به خاك از لحاظ مكانيكي (خاك عرصه به علت كوبيدگي بيش از حد امكان استوار نهال و بذر در آن وجود ندارد) با خراش سطحي و شخم و بر روي خاك زمين عرصه در شعاع تاج درختان بذر ده درسمت شمال تا شمال شرقي تاج به مرحله اجرا در مي آيد. بهتر است براي جلوگيري از بروز فرسايش در اثر شخم خاك ، خراش و شخم در جهت خلاف شيب و به صورت نواري باشد.
- عمليات اصلاح و پرورش جنگل
به منظور هدايت فرم پرورش جنگل از شاخه زاد به سمت شاخه زاد و دانهزاد و نهايتاً شبه دانه زاد اقدام به حذف پايه هاي مغلوب وضعيت در داخل هر جست گروه مي گردد و نهايتاً دو پايه شبه دانه زاد حاصل خواهد شد عمليات حذف پايه هاي مغلوب هر 2 سال يكبار و عمليات هرس جستهاي كوچك روئيده از عمل برش بصورت سالانه انجام مي گردد.
- توسعه جنگل
در اين پروژه در مدت دهسال اجراي طرح حداكثر در 20 درصد مساحت اراضي جنگلي (اراضي با پوشش كمتر از 5 درصد) با گونه هاي جنگلي روشنايي پسند و پيشاهنگ و يا گونه هاي دارويي و صنعتي و يا گونه هاي جنگلي كه مي تواند در سالهاي آينده براي مجري ايجاد در آمد نمايد نظير گلابي جنگلي اقدام به كاشت مي گردد. در كاشت به صورت لكه اي و متمركز در مساحت حداقل نيم هكتار انجام و سپس محصور مي شود.
- جنگلكاري چند منظوره
در اراضي جنگلي و مستثنيات و يا مناطقي كه بصورت فعلي كاربري زراعت پيدا كرده است با تشويق مجريان طرح و اعطاي تسهيلات و نهال رايگان اقدام به تبديل اين اراضي (زراعت) به باغات مثمر با گونه هاي جنگلي نظير گردو و يا زراعت گونه هاي سريع الرشد چوب نظير صنوبر مي گردد.
- برنامه آبخيزداري
باتوجه به دستور العمل تهيه طرح جنگلداري چند منظوره هددف از اجراي اين عمليات حفظ خاك سطحي و جلوگيري از فرسايش سطحي است. لذا اجراي عمليات بيولوژيكي در سطح سايت تا حدودي اين هدف راتأمين مي نمايد. اما در بعضي نقاط نيز اقدام به عمليات مكانيكي ضروري است.
- برنامه حفاظت (قرق مناطق احيايي و حفاظت از عرصه)
اجراي طرحهاي جنگلداري چنانچه همراه با حفاظت فيزيكي توسط مجريان باشد علاوه بر حفظ بهتر منابع موفقيت برنامه هاي اجرايي طرح را نيز به همراه خواهد داشت. لذا در اين طرح تحت برنامه حفاظت فعالتيهاي به شرح زير اجرا مي گردد.
A-حفاظت و نگهداري از عرصه
عمليات حفاظت و نگهداري از مناطق جنگلي در طرح الزامي است اجراي اين عمليات با عقد قرارداد با ساكنان عرصه طرح و در كل سايت با 2 قرقبان قابل اجرا است. جهت اعمال قرق مجريان طرح بايد با گماردن قرقبان حفاظت و جلوگيري از چراي دام در تاريخ 15 آذر تا 15 ارديبهشت و جلوگيري از زراعت و قطع درخت، آتش سوزيهاي عمدي غير عمدي در كل عرصه را در طول سال بعهده گيرند.
B-قرق مناطق احياي (كنترل دام)
عرصه هايي كه با عمليات، غني سازي و نهالكاري احيا خواهند شد با توجه به خاك ضعيف و رشدكم گونه ها به مدت 10 سال بطور مطلق قرق خواهد شد لذا با توجه به اينكه اجراي چنين فعاليتي در يك دوره 10 سال علاوه بر هزينه بر بودن بالاي آن مشكلات اقتصادي اجتماعي به دنبال خواهد داشت.
همين علت سطح عمليات پيش بيني شده براي اين پروژه ها (احيا و غني سازي) به اندازه اي در نظر گرفته شود كه امكان اجراي آن باشد.
C- كمربندي حفاظتي
اين عمليات شامل ايجاد حصار به منظور تعيين مرز منابع ملي واراضي جنگلي با مستثنيات و يا به منظور محصور نمودن عرصه هاي كه در آن عمليات احياي انجام شده و مناطق مستعد براي تجديد حيات طبيعي به كمك سيم خاردار و يا چپر كردن توسط مقطوعات حاصل از عمليات اصلاح پرورش جنكل و پر چين مي باشد.
D- گشت و مراقبت
در اجراي اين پروژه تمام محدوده سايت بايد تحت مراقبت دائمي قرار گرفته و با استخدام قرقبان (از بوميان منطقه) به تعداد لازم از هرگونه قطع درخت و تجاوز به عرصه هاي منابع طبيعي جلوگيري نموده و مانع تبديل كاربري جنگل و مرتع به ساير كاربري ها گردد.
E- احداث آتش بر و احياي مناطق آتش سوزي
به منظور جلوگيري از سرايت آتش به نقاط ديگر جنگل در زمان آتش سوزي و نيز براي جلوگيري از سرايت آتش از زمينهاي زراعتي در زمان آتش زدن باقي مانده زراعت برداشت شده، اقدام به ايجاد آتش بر در مناطق حساس و در مرز بين جنگل و زراعت گردد.
F- عمليات تامين سوخت
يكي از مشكلات و عوامل مهم تخريب جنگلها در سايت استفاده بي رويه مردم از چوب درختان جنگلي جهت سوخت مي باشد. بطوريكه %95 گرمايش و 100% سوخت براي پخت نان از طريق چوب جنگل تامين مي شود.
موارد مربوطه سوخت و تأمين آن براي سايت درمطالعه اجتماعي و اقتصادي طرح به تفصيل مورد بحث قرار گيرد و نيازهاي هر دو روش در مطالعه اجتماعي و اقتصادي طرح برآورد شود.
– برنامه اقتصادي اجتماعي
با توجه به وابستگي مردم (روستاهاي محدوده طرح) به عرصه هاي جنگلي بسياري از فعاليتهاي درگير مسايل اقتصادي اجتماعي و بالاخص مردم بوده و چنانچه راه حلي براي اين معضل انديشيده نشود اجراي كليه عمليات عمراني و احيايي در منطقه با مشكل مواجه مي باشد و حتي از نظر اولويت بندي براي اجراي عمليات رفع مشكلات اجتماعي اقتصادي در اولويت قرارداد. لذا چنانچه در منطقه پروژه هاي تشريح شده دراين بخش اجرا نگردد. اجراي ساير پروژه هاي كاري بيهوده است.
مشكلات احياء جنگلهاي منطقه كه تحت تأثير بافت اجتماعي و اقتصادي و ناشي از كمبود درآمد و اشتغال روستائيان است به ترتيب اهميت عبارتند از:
قطع درختان و سرشاخه ها جهت مصارف سوختي و چوبي و كت زني
چراي دام در زير آشكوب جنگلها
آتش سوزي عمدي در جنگل و تبديل كاربري جنگل
زراعت در زير آشكوب جنگلها و اراضي با شيب بالاي 12%
لذا بايستي برنامه ها در جهت رفع مشكلات فوق الذكر باشد كه به همين منظور پروژه ها زير در نظر گرفته شده اند:
پروژه ساماندهي دام شامل، تعديل ، تبديل و خروج دام (تبديل دام سبك به دام سنگين و دامداري بسته)
پروژه رها سازي زراعت زير آشكوب و اراضي شيبدار كم بازده
تامين مصارف و و نيازهاي سوختي و چوبي
جلوگيري از تجاوز به عرصه و قطع درختان
رفع مشكلات معيشتي روستاييان
پيش بيني پروژه هاي درآمدزا
علوفه كاري در ديمزارهاي كم بازده
كشت گياهان دارويي و صنعتي
- برنامه آموزش و ترويج مجريان
در اين پروژه به منظور آشنايي ساكنين محدوده سايت بااهداف و برنامه هاي اجرايي يا برگزاري دوره هاي آموزشي و ترويجي، با توجه به برنامه زمان بندي طرح و اقدام و با ترويج فرهنگ منابع طبيعي آگاهي ساكنان عرصه را در اين زمينه افزايش دهد.
- برنامه تأمين نيروي انساني، تجهيزات و تأسيسات
در اين طرح نياز به ساختمان جهت مديريت طرح و تعدادي خودرو و همچنين پرسنل كاري (كارشناس، كمك كارشناس و كارگر) جهت اجراي پروژهها پيش بيني شده مي باشد.
- برنامه جاده سازي
با توجه به نياز و بررسي كامل سايت انواع جاده ها (آسفالت، خاكي درجه يك ، دروسه و...) در آن لحاظ و اجرايي گردد
- تأمين نهال و بذر
در قالب اين برنامه اعتبار لازم براي تأمين نهال و بذر موردنياز براي كليه پروژههاي جنگلكاري در اختيار مجري قرار گيرد. مجري طرح موظف است نهال ها و بذور موردنياز را مطابق با استانداردهاي سازمان جنگلها مراتع و آبخيز داري كشور تهيه و قبل از استفاده در جنگلكاريها به تأييد كارشناسان اداره كل برساند جمع آوري بذور موردنياز در عمليات اجرايي با گونه اندميك توسط بوميان منطقه انجام مي شود.
منابع مورد استفاده:
- بينام،1384. طرح جنگلداري چندمنظوره چناره و باغان. اداره كل منابع طبيعي كردستان.
- مرداني، فيروز،1383. آزمايش جنگلكاري با ارقام مختلف درختان چند منظوره، گزارش نهايي طرح تحقيقاتي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي كردستان.
- مروي مهاجر، رضا،1383. جنگلشناسي و پرورش جنگل. انتشارات دانشگاه تهران.
- معروفي، حسين، 1375. بررسي عمق كاشت بذر گونه هاي مختلف بلوط كردستان. گزارش نهايي طرح تحقيقاتي مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام كردستان.
- معروفي، حسين، 1376. آزمايش پيشاهنگ گونه هاي درختي در شرايط ديم سنندج. گزارش نهايي طرح تحقيقاتي مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام كردستان.
- معروفي، حسين، 1376. بررسي روشهاي احياء جنگلهاي بلوط غرب كشور(قطعات باحصار وبي حصار). گزارش نهايي طرح تحقيقاتي مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام كردستان.
- معروفي، حسين، 1380. بررسي ميزان استقرار گونه هاي مختلف بلوط در روش بذركاري ونهالكاري. گزارش نهايي طرح تحقيقاتي مركز تحقيقات منابع طبيعي و امور دام كردستان.
يوسفي، بايزيد، 1385. آزمايش سازگاري ارقام مختلف صنوبر جهت معرفي مناسبترين آنها به بخش اجرا. گزارش نهايي طرح تحقيقاتي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي كردستان.